آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 8 روز سن داره

جوجه های مامان

هفته بیست و شش بارداری

جوجه من الان تمرین نفس کشیدن میکنه؟؟ در این هفته جنین بیست و شش هفته ای است و نوار مغز جنین حالا شبیه به نوزاد تازه به دنیا آمده است. جنین می تواند چشمهایش را بهتر باز و بسته کند، بمکد و عمل بلع را انجام دهد. ششها حالا قادر به تنفس می باشند و جنین به طور منظم تمرین نفس کشیدن می کند. ششها رشد پیدا کرده و برای زندگی دربیرون از رحم آماده می شوند. اعصاب مرکزی جنین به حدی رشد پیدا کرده است که جنین می تواند خود دمای بدنش را تنظیم کند. هر روزی که جنین در رحم مادر است به رشد جنین کمک می کند و امکان داشتن یک فرزند سالم را بالا می برد. در بدن جنین حالا 2 تا 3 درصد چربی وجود دارد. در جنین پسر بیضه ها به داخل کیسه ی بیضه می افتند. ....
30 آذر 1392

یلدا مبارک

میان همهمه برگهای خشک پاییزی، فقط تو مانده ای که هنوز از بهار لبریزی! روزهای آخر پاییزت پر از خش خش آرزوهای قشنگ … پیشاپیش یلدا مبارک امشب تولد دختر داییم یلدا هم هست.از همینجا بهش تبریک میگم و میبوسمش.هزارتا آروزی قشنگ تقدیم به تو یلدای عزیزم. ...
30 آذر 1392

اولین برف

بالاخره اینترنتمونو وصل کردیم.هورا. دیروز (پنج شنبه بیست و هشت آذر)برف اومد.اولین برف تو آخرین روزای پاییز. ولی حیف به ظهر نکشیده آب شد.نشدبرف بازی کنیم. جای شکرش باقیه که برفو هم دیدیم. عصرش رفتیم پارک کوهستان.همه جا مه بود.خیلی هم قشنگ بود. خیلی خوش گذشت.هرچند که خیلی هم نموندیم.به خاطر مه نشد یه عکس از نمای شهر بگیرم. . . ...
29 آذر 1392

جنین

این عکسو تو اینترنت پیدا کردم.یه مدل از جنین که تو رحمه درست کردن. جالبه نه؟ ...
27 آذر 1392

مادر یعنی ...

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری ! مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد ! مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود ! مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن . . . . . . مهربانی مادر است ایثار مادر است عشق مادر است زندگی مادر است رنجر مادر است غم خوار مادر است درد مادر است تنها مادر است بهترین جمله گیتی مادر است . . . مادر، دستی بر گهواره دارد و دستی در دست خدا. آن‌گاه که مادر...
27 آذر 1392

لالایی

لالایی ماه و مهتابه لالایی مونس خوابه لالایی قصه ی گل هاس پر از آفتاب پر از آبه لالایی رسم و آیینه لالایی شعر شیرینه روون و صاف و ساده زلال مثل آیینه لالایی گرمی خونه لالایی قوت جونه لالایی میگه:یک شب هم کسی تنها نمی مونه لالایی آسمون داره گل و رنگین کمون داره توی چشمون در ویشش نگاهی مهربون داره لالایی های ما ماهه بدون ناله و آهه بخون لالایی و خوش باش که عمر غصه کوتاهه ...
27 آذر 1392

نذری

پنج شنبه که رفتیم سر خاک مامان بزرگم شبش با خاله ها موندیم تا نذریو که مامان بزرگم هر سال تو محرم  داشتو بجاش ادا کنیم.جمعه عدس پلوی نذریو آماده کردیمو پخش کردیم.منم گوشت و کشمششو درست کردم. روحت شاد مامان بزرگ. ...
27 آذر 1392

کلاس ورزش جلسه دوم

امروز جلسه دوم کلاسم بود.البته دیروز بود که نبودن.امروزم کلاسم اولشون طول کشید.منم رفتم سر کلاس دوباره همه رو گوش دادم.جلسه دوممون درباره تغذیه بود.جلسه بعد سه هفته دیگس.جلسه چهارمو باید با بابایی برم.امیدوارم بهونه نیاره و بیاد. ...
24 آذر 1392

کلاس ورزش جلسه اول

جوجه جون چند وقت پیش کلاس ورزش آمادگی زایمان شرکت کردم.همش کار پیش میومد نمیشد برم.ولی بالاخره رفتم. خوب بود.یه سری توضیحات داشت.در مورد نحوه درست انجام دادن کارامون و در مورد زایمان توضیح دادن.یه سری حرکات کششی هم انجام دادیم.آخر کلاسم ریلکسیشن بود.تعدادمون کم بود.فقط پنج نفر بودیم.فکر میکردم بیشتر باشیم.خیلی از این کلاسا تعریف میکنن.میگن خیلی به زایمان کمک میکنه.امیدوارم که همینطور باشه.چون واقعا دوس ندارم سزارین شم. ...
24 آذر 1392

هفته بیست و پنجم بارداری

جوجه جونم الان تو هفته بیست و پنج بارداریمم. تو اینترنت که نگاه کردم نوشته بود الان قدت سی و چهار سانته.وزنت حدود ششصد و هشتاد گرمه.دستاتو مشت میکنی.(قربونشون برم) به سمت پاهات میکشی.تو این زمان کار با دست چپ یا راستو انتخاب میکنی.و از الانم مشخص میشه که در آینده چپ دستی یا راست دست. به زودی بافت چربی در میاری. اینم تنها عکسیه که پیدا کردم. اینم عکس هفته بیست و چهاره. ...
22 آذر 1392